رفع خستگی

سلام

خیلی وقت حوصله نوشتن ندارم ولی امروز دوازدهم ماه رمضان سال 1434 چند تا مطلب خوندم جالب بود شما هم بخونین :

  • بازی‌های پارا المپیک رو از کانال عربی می‌دیدم، گزارشگر هر جمله‌ای میگه، مادربزرگم میگه آمـــــــــــــــین!!!
  • ما یه عمره آخر نفهمیدیم:لب تاب؟ لپ تاپ؟ لپ تاب؟ یا لب تاپ؟ هر کدومم میگی یه لامصـبی میاد گیر میده.
  • یه دوست دختر هم نداریم اسمش رویا باشه،ببریمش پیش زنمون که اسمش دنیاس معرفیش کنیم،

بگیم رویای من اینه ، دنیای بی کینه،دنیای بی کینه ، رویای من اینه...

اونام با هم رو بوسی کنن و تا آخر عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنن...

  • آخه من نمیدونم چرا میزارن آدم بمیره بعد رو در و دیوار مینویسن جوان ناکام ، خوب تا زنده ایم اطلاع رسانی کنید شاید فرجی حاصل شد!
  • گول اینا رو که تو خیابون دست همو میگیرن و خیلی خوش و شنگولن نخورین، همش نقشه س تا میرسن خونه دعوا میکنن، فقط میخوان دل ما رو بسوزونن
  • من نمیدونم این بچه خرخون ها تو مدرسه و دانشگاه وقتی ازدواج کردن و بچه دار شدن از چه افتخاراتی میخوان واسه بچه هاشون تعریف کنن؟! آخه یه فرار از مدرسه ای، یه کتک خوردن از ناظمی، یه واحدهای پاس نشده ای، یه دعوا و بزن بزنی،یه چیزی باید باشه که با هیجان تعریف کنی والا...
  • دیشب خسته بودم وسط هال ولو شدم ، خوابم برد، نصف شبی یه لحظه احساس کردم نفسم بالا نمیاد و دارم خفه میشم، جد و آبادم اومد جلو چشم، افتادم به سرفه کردن و نفس نفس زدن، قشنگ اینقد سرفه کردم که بنفش شدم!

یکم که تونستم نفس بکشم تو اون تاریکی نگا بالا سرم کردم، دیدم بابام وایساده داره هر هر میخنده همینجوری، مات و خواب زده پرسیدم چیه؟!؟ چی شده؟؟

با خنده و خیلی ریلکس گفت:هیچی ندیدمت، پام رفت رو گردنت، بخواب بخواب!!

  • چه نسلی هستیم ما؟ پریشب سر میز شام به داداشم گفتم یه لیوان واسم آب میریزی؟ گفت: بروبابا! هر چی کار سخته از من میخوای !!!!!من خودم ازتشنگی دارم ماست میخورم
  • تلویزیون یه تبلیغ گذاشته که "فرزندانتان را در دنیای مجازی تنها نگذارید" مامان و بابام گفتن از امشب با هم میریم ایمیلات رو چک میکنیم :|خواستم اطلاع بدم دیگه حواستون باشه خانواده نشسته رعایت کنید
  • من هم شدم مثل شبکه ی چهار ، دیگه هیچکس نگام نمیکـــُـــنـــه
  • خود "فلفل" هم هیچ وقت فکر نمیکرد که چنین نقش بسزایی در تربیت کودکان ایرانی داشته باشه بخــــــــــــدا

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] من اگر فکر کنم همیشه برنده ام با اولین شکست همیشه بازنده خواهم ماند. شکست پذیرفتنی نوعی برد است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز