تربیت دینی و عصراطلاعات

هزاره سوم عصراطلاعات است و اینترنت یکی از ابزارهای این علم جدیده .

سوال اینجاست که بچه ها یا بقول امروزی اش نسل جدید از کی باید با این ابزار الات اشنا بشنو و این ارتباط رو برقرار کنن ؟- چقدر باید در برابر این ارتباط موضع گرفت و مقاومت کرد؟ایا اساسا مقاومت موردی دارد ؟

یه واقعیت هم وجود داره و اونم اینه که نسل جدید در این ارتباط خیلی حرفه ای تر از نسل کنترل کننده و باز دارنده است که عمدتا به بیسوادی - کچلی - طالبانی و چند تا صفت دیگه محکومه و از طرفی طیف گسترده ای از این وسایل ارتباطی رو هم در اختیار نسل جدیده - موبایل - بازیهای کامپیوتری - گیم نت - فیلم و سی دی و دی وی دی - کلاس زبان -دانشگاه و سایر محیط های اموزشی - کلاس های تقویتی اموزش فکر و روان و مهارت های زندگی و هزارتامثال دیگه ههمه بااون درگیریم

سیاست منع تقریبا جواب نمیده (زورمان نمیرسه )- تربیت گلخانه ای (فنر جمع شده )هم قبلا امتحانش رو پس داده - چه باید کرد ؟

حرف اول اینکه اصول تربیت امروزی اینه که : بچه ها باید ازاد باشند و اتخاب گر تربیت بشن - خودشان با خطرات مواجه بشن تا چشم و گوششان باز بشه

ولی اصل حرف اینه که این حرفها مال دیروز بود که اینقدر سایت و مجله و شبکه تلویزیونی و ماهواره ای نبود اگه الان بخوان ببینن چشم و گوششان پاره میشه - بی حیا میشن و مقاوم که نمیشن هیچ مسلما تلف میشن پس باید قبل اینکه وارد این دنیا بشن یه مقدماتی رو بهش گوشزد کرد و اگاهشون کرد .این چه منطقی که اونا چه بخوان و چه نخوان با این مسایل مواجه میشن پس بذار ازاد باشن.این چه تعریف یی مغریه که برای تربیت در نظر گرفتن ادم که نهال نیست فقط مجبور به رشد تک محوره باشه . همون نهال رو سر راه یه الاغ بذاری از خوردنش کیف میکنه حالا شما هی بالا و پایین برو که این نهال فلا گله که سالی یه دونه بیشتر نیست و چند میلیارد هم میارزه

قطعا یک سری از تجربیات فقط یکبار مصرفه و نیازی به مصرف دوباره نداره که راه انتخحاب رو باز بذاره و تربیت اساسا همان محدود کردنه ،به معنای بدش بلکه به معنای محافظت کردن و اساسا ازادی مطلق در تربیت یه جور دوگانگیه مثل رد کردن بچه از خیابان ، کدوم عاقلی اجازه ازادی عمل به بچه تو این ماجرا میده هم مخدودیت هست هم هدف داره شاید مخالفت هم باشه ولی بزرگترها حاضرند برای جلوگیری از حادثه ای خودسون رو فدا کنن حال ابگو این خیابون اینترنته همه به چشم کلاس و سخصیت بهش نگاه میکنن 

تازه وقتی پای این حرفها وسط میاد از ازادی کودکان صحبت میشه :حق ازادی کودکان شامل ازادی جستجو و دریافت اطلاعات و عقاید در هر نوع بدون توجه به مرز ها و فرهنگ ها به شکل اثار هنری یا رسانه ای به انتخاب خود کودک و اولیا نیز نمیتوانند ایشان را منع نمایند

واقعا به این همه غیرت و فهم باید افرین گفت - این متن کنوانسیون حمایت از کودکانه

به تعریف تربیت در این فرهنگ توجه کنید : به فعلیت رساندن استعداد های بشر

تمام تعریف حاکی از ازادی انسانه که هر کاری میخواد بکنه و اصل حرف ما هم همین جاست دین امده است که بگوید یک سری از استعداد ها و غرایز باید کنترل شود و در بعضی موارد باید شکوفا نشود

و بحکم عقل و دین دوری از محیط الوده یک سیاست استراتژیک است ولی توجه داشته باشیم که تنها راه حل نیست بعبارتی سیاست منع لازم است ولی کافی نیست

(یادم میاد هر وقت از حاج خانم میپرسیدیم توحید چیه میگفت : خدا یک است و دو نیست )

در این میان بزرگترین رقیب تربیتی ، تربیت رسانه ای است که بر پایه چهار اصل بسیار مهم پایه گذاری میشود  خبر- تبلیغات - رسانه - سرگرمی و ابزار بسیار مهمی در اختیار دارد بنام زن ،تا جایی که مانوئل کاستلز در کتاب عصر اطلاعات بیان میکند که زنان در کنار روزنامه نگاران و رسانه ها مهمترین عامل نغییر در دنیا میباشند و این را نیز بایستی در نظر داشته باشیم که جنگ رسانه ای ادامه همان جنگ های جهانی و نظامی است که بعد ها به جنگ سرد و امروزه به جنگ رسانه ای و تبلیغات تبدیل شده است و در این مدل فقط مدل زرادخانه ها  وانبار مهمات نیست که تغییر کرده است و از مدل های قدیمی به مدل امروزی یعنی تلویزیون در کنار افراد خانواده تغییر یافته است بلکه گستردگی میادین جنگی از یک منطقه خاص به تمام گستره جغرافیایی دینا و از مدل سرباز ها با لباسهای یک شکل به همه قشر مردم بدون صدا بدون درگیری مستقیم بدون خونریزی مستقیم بدون صحنه های رقت انگیز ظاهری و ... تبدیل شده است

به این امار دقت کنید :در هندوستان در بین سالهای 1990 تا 2009 کانل های تلویزیونی از 20 به 600 رسیده است

مدت زمان استفاده ازتلویزیون در ژاپن 60 دقیقه و اینترنت 216 دقیقه است

بدین معنی که هم امکان دسترسی به تلویزیون چند برابر شده است و هم مدت زمان استفاده از سایر رسانه ها  به ان اضافه شده است و بدیهی است که این زمان از سایر زمانهای زندگی کم شده است 

در سال 2004، 6.5 ساعت زمان خانواده (اغلب جوانان ) صرف تماشای تلویزیون شده است

درسال 2006 این زمان به 7.5 ساعت رسیده و در سال 2009 ، 10.5 ساعت یعنی بیسترین زمان مفبد در شبانه روز حتی بیشتر ازمان درس خواندن و جالب اینه در سال 1385 در کشور خودمان این امار به 6 ساعت در روز رسیده است و کودکان و نو جوانان حدود 4.16 ساعت تلویزیون تماشا کرده اند .

در سال 1389 ،4.9 ساعت فقط تلویزیون و اگر ویدیو - کامپیوتر پ ماهواره - مجلات - گیم نت و بقیه را اضافه کنید فکر کنم باید یه ساعت صبح زود شروع کرد و جالب اینه 370 ماهواره و 12000شبکه در سرتاسر دنیا فعال است که در ایران حدود 3000 شبکه قابل دریافت است

خوب است به این سوال فکر کنیم نه جواب نیاز نیست فقط فکر کنید جان من فقط فکر کنید

کدام خانواده ایرانی میتواند ادعا کند 4 ساعت در روز با فرزدش ارتباط دارد نه از مدل ارتباط با تلویزیون فقط ارتباط ساده و ظاهری

پس فکر میکنم حق بدهید که هر بیشتر زمان بگذارد تاثیر گذار تر است و بهتر میتواند مهندسی کند و بدیهی است که نسل امروز تاثیر پذیری زیادی از رسانه دارد و خانواده به مرور از رقیب دوم رسانه امروزه به رقیب nام تبدیل شده و ارام بخوانیم (هیس تو دلتون بخونید )که میزان تاثیر گذاری روز بروز در حال کم رنگ تر شدن است و این را دانسته و اگاهانه انجام داده اند از طرفی خودشان را کاملا در محیط های خارج خانه درگیر کرده اند و از طرفی خودشان با دست خودشان دشمن را به خانه و محیط های امن دعوت کرده و از ان پذیرایی میکنند

مک کارتی در کتابش اشاره میکنه که ارتباط انسان با رسانه به حدی شده که نمیتوان گفت انسان رسانه ای شده یا رسانه انسان را بخدمت گرفته

مک لوهان - مخترع و مبدع اصطلاح دهکده جهانی معتقد است که ما رسانه را خودمان بوجود اوردیم ولی اکنون رسانه مارا بوجود میاورد (تربیت میکند )

نتیجه گیری

در عصری که هر کسی در هر نقطه دنیا اختیار تربیت کودکان ما را بعهده گرفته اند برای تربیت انها باید بروش گزینشی عمل کنیم باید نوعی فرایند انتقال دانش بوجود بیاوریم

نمیتوان اینقدر با رسانه نزدیک زندگی کرد ولی انرا نشناخت پس بایستی از رسانه بهره بردای هوشمندانه نمود

پیام ها و مطالبی که توسط رسانه ها بیان میشود بایستی تحلیل و مورد نقد و بررسی قررار گیرد این همان معنی سواد رسانه ای است

به این نکته توجه داشته باشیم که رسانه در فضای ناخوداگاه و سرگرمی مهندسی میکند چون در این فضا حساسیت کم است و گاردی وجود ندارد

در بسیاری از کشورهای دنیا درس و کتاب سواد رسانهای جز دروس الزامی و اکادمیک شده است ولی به جرات میتوان گفت در کشور ما کسی دنبال ترجمه این کتابها هم نمیرود چه برسد به ترویج و تبلیغ - سازمانها و وزارت خانه ها ی متولی تبلیغ و رسانه نیز درگیر ارائه مد جدید لباس و مو برای جوانان هستند که خدای نا کرده لباس خانم جولی را در مراسمی بتن نکنند

در سواد رسانه ای ابتدا باید ماهیت رسانه بیان شود و دران ترفند های رسانه اموزش داده شود و برای ان محتوا و مضمون شناسی ارائه نمود ممکن است ماهیت رسانه ها و ترفند ها د رفرهنگ های مختلف مشابه باشد ولی مضمون شناسی حتما بایستی بومی شود

واخرین نکته اینکه این اموزش ها باید از سنین کودکی پایه گذاری شود تا در ضمیر ناخوداگاه نیز حک شود

حضرت امیر میفرمایند : مردم به غذای شبشان اهمیت میدهند و دقت میکنند ولی نسبت به چیزهایی که به روحشان وارد میشود دقتی نمدارند

با احترام برای تمام کسانی که در راه تربیت تاش میکنند

به سایت بیدار باش و هدایت مراجعه نمایید

/ 0 نظر / 5 بازدید