ارتباط رابطه کودکی و جوانی

مسلما در دوران کودکی - 7 سال ابتدای زندگی - میزان حرف شنوی کودکان از والدین بسیار زیاد است همین طور است میزان دوست داشتن و احترام به والدین -احساس قدرتمندی و صاحب نظر بودن والدین و سایر مسایل مشابه که امری کاملا طبیعی است

 

سوال این است که چه اتفاقی رخ میدهد که در 7 ساله دوم و سوم زندگی کودکان میزان این مسایل به مرور رنگ میبازد و بعضا از بین میرود و یا برعکس میشود ؟

ایا در این مدت مسایل تربیتی متوقف شده است یا روال ان - خواسته یا نا خواسته - تغییر پیدا کرده است ؟

چه عوامل - درونی و بیرونی -باعث این تغییرات شده اند؟

واضح است دراین بحث خانواده نقش اول و موثر را دارد ؟ اعضاء این خانواده کیست ؟یا به چه چیز هایی میتوان خانواده اطلاق نمود ؟

علاوه بر پدر و مادر و فرزندان به چه چیزهایی دیگر میتوان بعنوان مجموعه خانواده اشاره کرد ؟

کدام نقش موثری و زمان بیشتری را صرف تربیت کودکان و ایجاد ارتباط میکند ؟ کدام جذابتر است ؟برای کدام یک بیشتر فکر - طراحی و تاثیر پذیری انجام شده است ؟

به این اسامی عادی اعضائ جدید خانواده - با نقطه نظرهای بالا - کمی بیشنر تامل کنیم :

مبلمان - اتاق خواب -رسانه (روزنامه - مجله - تلویزیون-کامپیوتر- اینترنت - بازی و...)کتاب - ماشین و وسایل نقلیه - دوستان و اشنایان و فامیل و...

میزان تاثیر گذاری هر یک از عوامل فوق جای بررسی و بحث دارد ولی طی بررسی های انجام شده خانواده هایی که در این میان نقش تربیتی شان کمرنگ تر شده است و ارام ارام حساسیت خود را در این مهم از دست داده اند یکسری مشخصاتی داشته اند که بد نیست سرفصل انها را با هم مرور نماییم :

1 - دقت های لازم تربیتی انجام نشده است

  • معاشرین و هم بازی های کودک
  • محیط های تفریحی و فرهنگ رایج در ان
  • عدم کنترل نسبت به وسایل سرگرمی
  • اعتماد بیجا به بستگان و فرزندان انها ( ممکن است برادر خود را مثل خودمان بدانیم ایا روش های تربیتی او نیز همسو با ماست - نحوه لباس پوشیدن - بازی کردن - معاشرت و برخورد زن و مرد )
  • رفاه بیش از حد
  • فشار ها تربیتی وازادی های بیجا 
  • تحلیل نشدن رفتار درست یا نا درست
  • عدم واکنش نسبت به موارد خلاف - مثلا اتفاقاتی که در رسانه ها ( سواد رسانه ای و قدرت تحلیل و بیان موارد لازم )- جامعه و خانواده ها افتاده است باید به درستی تحلیل شود و حساسیت های لازم نشان داده شود ( روش برخورد با افراد و نحوه معاششرت با انها )

2- پدر ومادر دارای مقبولیت نباشند

  • رعایت نکردن عدالت فرزندان و خانواده ( در کل بی عدالتی در تصمیم گیری وو...)
  • بی منطقی و بی استدلالی
  • بی اقتداری ( صمیمیت و منطق و قدرت همان اقتدار است )و استبدار و خود رایی
  • رعایت نکردن ادب کلامی و رفتاری
  • بی توجهی به اراستگی ظاهری
  • پایبند نبودن به قوانین و مقرراتی که خود وضع نوده است
  • بی کفایتی در قضاوت (سطحی نگری و غیر منصفانه )
  • احساسی عمل کردن و دور از منطق بودن خصوصا در عصبانیت ها
  • کم حرمتی به همسر ( مادر ) و عدم ارائه رفتار درست
  • توجیح کردن قوانین و مبانی

3- روابط تربیتی خانواده با فرزندان دچار مشکل بوده است

  • کمبود زمان های صرف شده با کوردکان ( بازی - بفریح و کلا ایجاد ارتباط )
  • عدم همدلی و ارتباط کلامی
  • بی اهمیت کردن کودک ( به حساب نیاوردن را علنی کردن )
  • بی اطلاعی از روش هه و مهارت های ارتباطی با فرزند
  • عدم هماهنگی فکری و عملی در خصوصیت تربیت فرزند
  • ارضا نشدن کودک از محبت والدین
  • گرفتاری در تعارض با کودکان

4- کم اهمیتی تربیت در خانواده

  • عدم برنامه ری یبرای مسایل اموزشی - اخلاقی و تربیتی
  • از دست دادن زمان مطلوب تربیتی (حدیث معروف حضرت علی به امام حسن:در زمان مناسب و قبل از اینکه ظرف تو با چیز های دیگر پر شود نسبت به تربیت تو اقدام کردم )
  • نچشاندن و هدم تفهیم شیرینی فضیلت های اخلاقی
  • تفهیم نکردن جایگاه فرامین الهی
  • عدم توانایی و عدم سواد و عدم قدرت تحلیل و جوابگویی به سوالات فکری و اعتقادی خانواده  

5- درامدهای نادرست و لقمه های مشکل دار

6- بی توجهی و اهمیت ندادن برای دعای خیر برای فرزندان در زمینه تربیت و صلاح

7- سو اختیار و رفتار خود کودکان

از اینکه مطالب خیلی کلی و سرفصلی است عذر خواهی نمی کنم چون جمع اوری و دسته بندی مطالب بسیار زیادی که در این زمینه وجود دارد کار بسی مشکل و نا شدنی است .. برای بیان واضحتر و بیشتر این مطالب و سایر مواردی که ممکن است با ان برخورد داشته باشید به کتاب های تربیتی مراجعه نمایید

چون اغلب مطالبی که در این زمینه بیان میشود فقط ارائه مشکلات است و کمتر به روش اجرا و را ه کار های مقابل و اصلاح اشاره شده است به روش های مقابله با مطالب فوق نیز اشاره ای شده است :

1- افزایش زمان حضور در جمع خانواده بطور موثر -

  • لطفا روشهای تاثیر پذیری بیشتر را امتحان کنید و در زمانهای مناسب از ان استفاده نمایید 
  • مسلم بدانید اگر الان از ساعات حضور در خانه خود بدلایل مشکلات کاری و تفریحی مجردی و مهمانی های بعضا بیمورد - یا حتی حضور شبانه روزی در مساجد -فرار کنید بعدها بعضا بایستی چند برابر وقت بگذارید

2- رو برو و رو به یکدیگر باشید نه در کنار یکدیگر

  • - بازی کامپیوتری - تماشای فیلم و تلویزیون و سینما روش خوبی است ولی کامل نیست کاری کنید ارتباط کلامی پیدا کنید -
  •  ساعات تماشای تلویزیون در ایران 4.45 در روز است به این اضافه کنید کامپیوتر و اینتر نت و سایر رسانه ها رو - طبق امار باید 45 باشد .کدام پدر .و مادری میتواند ادعا کند در شبانه روز 1 ساعت با فرزندانش ارتباط دارد 50% ارتباطی که بچه ها در زمان بازی کردن با تلویزیون دارند
  • ایجاد ارتباط کلامی  متناس ببا سن کودک و پاسخ گویی با دقت و دریافت انچه مد نظرتان است در قالب همین حرف زدن ها و ایجاد ارتباط ( ایجاد سناریو های لازم)
  • بیان همدردی در مشکلات و ارائه روش های حل مشکل
  • وارد کردن و دخالت دادن ایشان در بحث ها و مسایل مطرح در خانواده
  • بها دادن مناسب به محصول فعالیت انها
  • شرکت در مشاوره ای خانوادگی
  • خارج کردن تدریجی رسانه ها از صحنه تربیتی
  • دیدن و برجسته کردن نقاط مثبت
  • بیان روشهای  اصلاح اشتباهات و نقاط ضعف و اشکال صورت خصوصی 

3- پیگیری اموزش های ارائه شده

  • این کار بایستی با متانت و صبوری و دور از احساسات و تحقیر و در ضمن با قاطعیت انجام شود

4- پاسخ گویی به سوالاتی که در باره اموزش ها بیان شده است

5- ایجاد احساس تعلق به مکتب و اموزش های حاکم بر خانواده

  • بدیهی است احساس تعلق و وابستگی به مقام والای دینی و وابستگی های مربوط به ان برای یک نسل میماند و زمانی که والدین برای بچه مظهر همه چیز است زمان مناسبی برای بیان این مطلب است
  • این وابستگی بایستی همراه احساس و شور دارای شعور کامل نیز باشد
  • بالیدن به این احساس وابستگی قدرت تشخیص و مقایسه خوبی برای کودک بوجود میاورد

با عرض معذرت از استاتید علوم تربیتی

/ 0 نظر / 7 بازدید