شطحيات

  1. مهندسی كه كار نويسندگی كنه مثل اچاريه كه با اون ميخ بكوبند
  2. بيادت افتادم خاكی شدم خودم رو تكوندم دردم گرفت ذراتی از غبار تو نور خورشيد به چشمم رسيد كه مجبور شدم عينك افتابی بزنم برام مشخص شد كه بيادت افتادن درد دارد
  3. از انتظار دير امدنت به بالا و پايين پريدم ياد قورباغه ها افتادم
/ 0 نظر / 5 بازدید